حسين مدرسى طباطبائى
18
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
شمس الدين محمد نياى اعلاى خاندان سادات مرعشى قزوين نمىتواند بود كه در نيمهء اول قرن هشتم مىزيسته و ابن مهنا عبيدلى در تذكر نسب خود از او ياد نموده است « 1 » . بنابراين به طبع مقبرهء وى از اواسط قرن مزبور جزء ضمايم مزار شاهزاده حسين بوده است « 2 » . در دههء نخستين قرن نهم حسن بن عماد بن جوانمرد مشتهر به فخر زرندى در ج 1 - 806 توفيق يافته بود كه صندوق مزار را تجديد كند و صندوق منبت نفيسى را كه اكنون بر تربت شريف قرار دارد به جاى صندوق پيشين بگذارد . پيش از آغاز دورهء صفوى در قرنهاى هشتم و نهم ، امرا و فرمانروايان گيلان و ديلمستان نسبت به اين آستانه توجهى خاص داشتهاند . كيا ملك فرزند كيا اسماعيل فرزند كيا ايران شاه ديلمى ، از فرمانروايان سلسلهء امراء هزار اسپى - حكمرانان ولايت ديلمستان و اشكور - در ماه محرم سال 773 به زيارت اين آستانه مفتخر گرديده و تمامت هفت زيوار از ديه دستجرد حماد از قراء بلوك اقبال قزوين را بر مخارج و مصارف آن وقف نموده است كه وقفنامهء آن را مورخ 20 محرم همين سال پس از اين خواهيم ديد « 3 » .
--> ( 1 ) . مقدمهء احقاق الحق : 121 - 122 / موارد الاتحاف 2 : 78 با تغيير نام فغفور به « يعفور » كه گويا خطاى چاپى است / سراج الانساب در نسبنامهء سيد صفى الدين شكر اللّه از سادات مرعشى قزوين در نيمهء دوم قرن دهم و نوادهء همين مير فغفور ( برگ 77 نسخهء شمارهء 3533 كتابخانهء ملك ) . ( 2 ) . با توجه به اين نكته كه در اينگونه موارد مقبرهء اين قبيل اشراف و رجال را بى فصل زمانى پس از آنان بنا مىكند ( اگر خود در زمان زندگى و حيات به فكر آن نيفتاده باشند ) نه يكى دو قرن بعد . پس مقبرهء مورد سخن پس از مرگ مير فغفور و دفن او در محل مذكور در همان قرن هشتم وجود داشته است . ( 3 ) . سند شمارهء 1 در بخش اسناد از همين بحث .